الشيخ المنتظري
571
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« فَطِرْتُ بِعِنَانِهَا ، وَاسْتَبْدَدْتُ بِرِهَانِهَا ، كَالْجَبَلِ لاَتُحرِّكُهُ الْقَوَاصِفُ ، وَلاَتُزِيلُهُ الْعَوَاصِفُ » ( پس زمام فضايل را گرفته و پرواز كردم ، و رهان را به خود اختصاص دادم ، همانند كوه استوار كه بادهاى تند و شكننده آن را حركت نمى دهند و زايل نمى كنند . ) « فَطِرْتُ » از مادّه « طار » به معناى پرواز كردن است و كنايه از سبقت مى باشد . « عنان » به معناى افسار و لجام است ; اينها همه تشبيهات است . هنگام مسابقه با اسب افسار اسب را مى گيرند و به وسيله همان افسار به اسب فرمان مى دهند ، هرچه مهارت بيشتر داشته باشند مسابقه را بهتر مى برند ، اينجا حضرت مى فرمايند : من افسار فضايلى را كه در اختيار داشتم گرفتم و پرواز كردم و خود را به سعادت رساندم . « و استبددت برهانها » ; به آن چيزى كه براى برنده مسابقه قرار مى دهند « رهان » مى گويند . « استبداد » هم به معناى اين است كه آن رهان را بدون اين كه ديگران شريك شوند اين شخص به خود اختصاص داده است ; يعنى رهان آن مسابقه را من به تنهايى به دست آوردم . مى خواهند بفرمايند : در فضايل و مناقب و در دفاع از اسلام و از حقّ ، فقط من پيشتاز بودم و كسى به گرد من نمى رسيد . طبق گفته ابن ابى الحديد و منهاج البراعة اين قسمت تا اينجا يك قسمت جداگانه از ديگر قسمت هاست ، ( 1 ) و از جمله بعد قسمت دوّم اين خطبه شروع مىشود ، كه در اين قسمت هم حضرت در معرّفى خودشان فرموده اند : « كالجبل لاتحرّكه القواصف و لاتزيله العواصف » يعنى من مانند كوهى هستم كه بادهاى تند و شكننده آن را حركت نمى دهند و از جا نمى كنند ; « قواصف » جمع « قاصفة » به معناى بادهاى شكننده است ، و « عواصف » جمع « عاصفة » به معناى باد شديد و طوفانى است . ظاهر عبارت نشان مىدهد كه اين قسمت به قسمت قبل مربوط است ، ولى ابن ابى الحديد و بعضى شارحان ديگر مى گويند خطبه مركّب از چهار قسمت است ، و اين قسمت را جدا از قسمت قبل مى دانند .
--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 285 ; و منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 144